خرید بک لینک
واقعا چیزی نمیخوام.

نمیدونم واقعا تحمل من انقدر سخته؟البته سخت هست میدونم.

گاهی مطمئن میشم کسی نمیشناسه منو.

انگار آدم ها از دور منو میبینن بهم نزدیک میشن اما فقط همون چیزی رو میبینن

که دوست دارن ببینن.

نه چیزی که من هستم.

البته نه که دلم بخواد شناخته بشم، نه که دلم بخواد درک بشم.

فقط دلم میخواد منو به خاطر چیزی که هستم بخوان. نه چیزی که دلشون

میخواد باشم.

زندگیم عجیبه.

انگار واقعیت نداره.

انگار خودم واقعی نیستم.

ساعتهایی که تنها پشت پنجره نشستم و سیگار میکشم و واقعا خوشحالم.

و بعد از اون بی هیچ دلیلی دلم میخواد زانوهامو بغل کنم و زار زار گریه کنم.

البته زندگیم واقعا گریه دار نیست.

اصلا گریه دار نیست.

دیگه گریه دار نیست.

روزای کتک خوردن و روزای فحش خوردن و روزای گریه تموم شده.

ولی انگار من یه چیزی جا گذاشتم.

انگار همیشه جا موندم.

برچسب: بیست, نویسنده: آبتین اسدیان تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 2:25

صفحه بندی